📝 فعل abbrechen به معنی کنسل کردن یا به چیزی پایان دادن یا قطع کردن چیزی هست
👇👇👇

Möchten Sie das Dokument wirklich abbrechen?
آیا واقعا می خواهید این پرونده را کنسل کنید؟
?Studium abbrechen oder Weitermachen
ترک تحصیل کنم یا ادامه بدم؟
👈 گاهی این فعل به معنی پایان دادن به یک چیز به طور ناگهانی می باشد

Vorstellungsgespräch abbrechen
مصاحبه کاری را لغو کردن
👈 این فعل همچنین به معنی تخریب یک ساختمان یا از بیخ و بن کندن یا برچیدن چیزی می باشد
👈 معنی دیگر این فعل جدا کردن یک قسمت از چیزی می باشد مثل جدا کردن قسمتی از نان
کاربرد این فعل در جملات آلمانی
👇👇👇
Sie brach sich etwas vom Brot ab.
او مقداری از نان را جدا کرد.
Er brach die Sitzung ab.
او جلسه را کنسل کرد.
Das alte Wohnhaus wurde abgebrochen.
خانه قدیمی تخریب شد.
Sie brachen die Zelte ab und zogen weiter.
آنها چادرها را برچیدند و حرکت کردند.
Nach dem Sturm waren viele Äste abgebrochen.
بعد از طوفان بسیاری از شاخه های درختان شکسته بودند.
Plötzlich ging das Licht aus, und die Musik brach ab.
ناگهان چراغ خاموش شد و موسیقی قطع شد.
چند اصطلاح آلمانی😀
👈 این اصطلاح در زبان آلمانی بهصورت استعاری به یک شخص کوتاهقد ولی قوی اشاره دارد یا مرد کوتوله(حالت تمسخر)
Was findest du nur an diesem abgebrochenen Riesen? Dem kannst du ja von oben auf die Glatze schauen!
چه چیزی در این مرد کوتوله قوی میبینی؟ تو میتونی از بالا به سر بیمویش نگاه کنی!
👈 این اصطلاح به معنی کاهش دادن شدت یا خطر چیزی می باشد.
Er konnte durch seinen Humor der hitzigen Debatte die Spitze abbrechen.
او با استفاده از شوخطبعیاش توانست از شدت بحث داغ بکاهد.
👈 این اصطلاح به معنی خود را سخت گیر نشان ندادن می باشد. به صورت استعاری به معنای انجام دادن کاری بدون هیچگونه تأثیر منفی بر شخصیت یا اعتبار خود است. به بیان دیگر، این عبارت به این مفهوم است که فرد میتواند کاری را انجام دهد بدون اینکه از ارزش یا زیبایی خود بکاهد
Der Altmeister bricht sich doch keine Verzierung ab, wenn er den interessierten Jugendlichen ein paar normale Fragen beantwortet.
استاد قدیمی بدون هیچگونه تأثیر منفی بر شخصیت یا اعتبار خود، به سوالات ساده و معمولی جوانان علاقهمند پاسخ میدهد.
👈 این اصطلاح به معنی در مورد کاری بی جهت خود را اذیت نکردن یا بیش از حد ضرورت تلاش نکردن می باشد
Wenn du weiterhin in diesem Schneckentempo den Garten umgräbst, bis du nächste Woche noch damit beschäftigt. Brich dir bloß keinen ab!
اگر همچنان با این سرعت کند (مثل یک حلزون) باغ را میکنی، تا هفتهی آینده هنوز مشغولش خواهی بود. خودت را بیجهت اذیت نکن!
👈 این اصطلاح را در فارسی هم داریم همه پل های پشت سر خود را خراب کردند یا تغییر اساسی در زندگی خود ( قطع ارتباط با گذشته و تمام روابط و پیونها با افراد)
Nachdem er seinen neuen Job in einer anderen Stadt angenommen hatte, entschied er, alle Brücken hinter sich abzubrechen und einen Neuanfang zu wagen.
پس از اینکه شغل جدیدش در شهر دیگری را پذیرفت، تصمیم گرفت همه پلها را پشت سر خود را خراب کند (تغییر اساسی و قطع ارتباط با گذشته) و یک زندگی تازه را آغاز کند.
👈 این اصطلاح به معنی محیط قبلی (محل زندگی) خود را ترک کردن می باشد.
Ich habe eine neue Stelle im Ausland angenommen, meine Familie wird natürlich mitkommen, daher brechen wir hier die Zelte ab.
من یک کار جدید در خارج از کشور پذیرفته ام، طبیعتا خانواده ام با من می آیند، بنابراین ما محل زندگی خود را ترک می کنیم.
این آموزش به پایان رسید امیدوارم برای شما مفید بوده باشه.