در این مقاله به کاربردهای حرف اضافه ab در زبان رسمی و محاوره ای آلمانی می پردازیم
📝 واژه ab در زبان آلمانی به عنوان حرف اضافه به همراه داتیو ، نقش قید در جمله بکار می رود همچنین به عنوان پیشوند به فعل های جداشدنی اضافه می شود و معنای آنها را در جمله تغییر می دهد.
✔️ تعریف یک مکان، یک نقطه یا یک زمان مشخص که چیزی از آن آغاز می شود👈 به طور کلی به مکان، نقطه یا زمان شروع اشاره میکند.
Ab hier kannst du allein weitergehen.
از اینجا به بعد تو می تونی تنهایی ادامه بدی.
👈 در جمله بالا ab hier به یک مکان مشخص اشاره می کند.
Ab 18 darf man wählen.
از 18 سالگی اجازه دارید رای دهید.
👈 در جمله بالا ab 18 به یک زمان مشخص اشاره می کند.
✔️ استفاده از ترکیب von…ab برای تعیین یک مکان، نقطه یا زمان که چیزی در آن آغاز میشود، برای تعیین یک مکان، نقطه یا زمان که چیزی در آن آغاز میشود (مانند: از امروز به بعد ، از الان به بعد ، از اینجا به بعد، از چهارشنبه به بعد).
📝 این ساختار کمی رسمی تر، نوشتاری تر و تاکیدی تر از حالت ساده زمان/مکان+ab است
Von diesem Zeitpunkt ab änderte sich alles.
از این لحظه به بعد همه چیز تغییر کرد.
Von hier ab ist die Straßen gesperrt.
از اینجا به بعد جاده بسته است.
📝در شرایط خاصی وقتی یک اسم بدون حرف تعریف (der, die, das, ein, eine) داریم و قبل از آن یک صفت آمده، گاهی ممکن است از حالت مفعولی (Akkusativ) برای کل عبارت استفاده شود.
Ab drittem ( auch: dritten) Oktober beginnen die Schulferien.
تعطیلات مدارس از سوم اکتبر شروع میشود.
✔️در جدولهای زمانی (برنامههای سفر) بین مبدأ (مکان) و زمان حرکت قطار، اتوبوس یا موارد مشابه قرار میگیرد.
Der Zug nach München hat Darmstadt ab 7:30 Uhr.
قطارِ مونیخ، ساعت ۷:۳۰ از دارمشتات حرکت میکند.
👈دقت کنید در جمله بالا ab بین مبدا و زمان حرکت قرار گرفته است.
✔️ در زبان عامیانه برای وادار کردن فوری کسی به رفتن به کار میرود.😶
Es ist schon spät, Kinder! Kommt, ab ins Bett!
بچهها، دیگه دیره! زود باشید، سریع برید تو تخت!
✔️( در نقش قید) برای مسیر و جهت دهی، توصیف فاصله و دوری ، بیان فاصله مشخص بکار می رود.
Das alte Haus liegt etwas ab vom Weg.
آن خانه قدیمی کمی از مسیر اصلی فاصله دارد.
Der nächste Bahnhof ist genau zwei Kilometer ab von hier.
ایستگاه بعدی دقیقاً دو کیلومتر از اینجا فاصله دارد.
✔️استفاده از ab برای چیزی از مکانی که در ابتدا بود، جدا شده است.
Die Farbe ist fast ganz ab.
رنگ تقریبا رفته است.
Der Knopf wird bald ab sein.
دکمه بزودی جدا خواهد شد.
👈 البته جمله بالا بیشتر حالت غیررسمی دارد و در گفتار رسمی بهتر است بگویند der Knopf wird bald abfallen
✔️ استفاده از ab برای کسی صحنه را ترک میکند ( با عصبانیت دور میشود)
Der Schauspieler schaut kurz zum Publikum und geht dann ab.
بازیگر نگاه کوتاهی به تماشاگران میاندازد و سپس صحنه را ترک میکند.
✔️ استفاده از ab در کاربردهای نظامی بهعنوان فرمانی که به سربازان بهکار میرود تا چیزی را پایین بیاورند یا بردارند یا کنار بگذارند
Helm ab! Gewehr ab!
کلاه خود را بردار، تفنگ را پایین بیاور
چند اصطلاح با ab 😎
گاهی اوقات، پاره ی از اوقات ( نه اغلب)
Wir gehen ab und zu ( ab und an) am Wochenende ins Kino.
ما گاهی اوقات در آخر هفته به سینما میرویم.
این یک اصطلاح عامیانه محلی هست به معنای گمشو یا بزن به چاک و کاربرد غیر رسمی و غیرمحترمانه دارد
Jetzt aber. Ab trimo ins Bett mit dir!
دیگه بسه. گمشو تو تخت خوابت!
این یک اصطلاح عامیانه به معنی حس عجله و حرکت سریع در کاری را میده معادل هایی مانند بزن بریم، زود از اینجا غیب شیم ، بدو جلو، بجنب
Der Film beginnt. ab die Post!
فیلم شروع میشه. بجنب( بزن بریم)!
یک اصطلاح عامیانه به معنی زود برو، فورا از اینجا بزنیم بیرون و در حالت غیرمحترمانه به معنی گمشو
lass uns noch schnell die Getränke einpacken und dann ab nach Kassel!
بیا سریع نوشیدنی ها را جمع کنیم و فورا از اینجا بریم!